- بازديد امروز: 0
- بازديد ديروز: 0
- بازديد هفته: 0
- بازديد ماه: 0
- بازديد كل: 0
- تعداد کل صفحات: 1
- صفحه کنونی: 1
- طراح قالب: اینفوتک
- پيشنهاد ما: چت روم نق نق
- پشتیبان: وبلاگ سرا
بسم الله الرحمن الرحیمhgvpdl می نویسم از اندیشه هایم : در باره ی شگفتی های خلقت انسان بدان که کلید سعادت دوجهانی شناخت نفس خویشتن است زیرا شناختن ادمی .خویش را اعانت بر ششناختن افریدگار خود می نماید چنانچه حق تعالی می فرماید : سنریهم ایاتنا فی الافاق وفی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق (سوره ی فصلت ایه ۵۳) یعنی زود باشد که بنماییم به ایشان اثار قدرت کامله خود را در عالم ونفسهای ایشان را تامعلوم شود ایشان را که اوست پروزدگار حق ثابت . از حضرت رسول (ص) منقول است ((من عرف نفسه .فقد عرف ربه ))یعنی ((هرکه بشناسد نفس خود را پس به تحقیق که بشناسد پروردگار خود را )) وخود این ظاهر وروشن است که هر که خود را نتواند بشناسد به شناخت دیگری چون توان رسید . زیرا هیچ چیز به تو نزدیکتر از تونیست . چون خود را نشناختی دیگر را چون شناسی ؟ تو که در علم خود زبون باشی (معراج السعاده ص۱۲) پس هر گاه حقیقت تو همین باشد . از چه راه بر ((سباع )) و((بهائم )) مفاخرت می کنی ؟ وبه چه سبب تو خود را نیز از انها بهتر می دانی ؟ واگر همین باشی به چه سبب خداوند عالم تورا بر سایر مخلوقات خود برتری داد ((ما تفصیل دادیم فرزندان ادم را بر بسیاری از مخلوقات خود ))(سوره ی اسرائ ایه ۷۰ ) توجه به ایه: ((هل اتی علی الانسان حین من الدهر لم یکن شیئا مذکورا )): ایا نه اینگونه است که روزگارانی بر انسان گذشت او چیزی در خور یاد ویاد اوری نبود ؟ از حضرت باقر (ع) اورده اند که در تفسیر ایه فرمود : انسان چیزی بود اما در خور یاد ونام نبود . (( کان شیئا ولم یکن مذکورا ))(تفسیر عیاشی ذیل ایه ی مربوط) ونیز در روایت دیگری از ان حضرت اورده اند که فرمود : انسان در علم خدا بود . اما در شمار افریده شده ها نبود. امام صادق نیز چنین اورده اند که فرمود : انسان پیش از افرینش پدیده ای تقدیر شده بود . از ایه شریفه این نکته درزافت می گردد که : پدیده ی معدوم افریده نشده معلوم ومقدر باشد . اگر چه یاد شده نباشد. وبا این بیان معدوم را هم پدیده می نامند <(تفسیر مجمع البیان ج۲۹ ص۵۰۱) که در این ایه (ابتلائ) یعنی انتقال جیزی از حالتی به حالت دیگر یا افرینش ان در اطوار گوناگون : می فرماید : ما انسان را از نطفه اب خلق کردیم که اجزای مختلط وامیخته داشت در حالی که اورا جهاز شنوایی وبینایی عطا کردیم ووی را شنوا وبینا نمودیم تا دعوت الهی را از زبان انبیائ بشنود وایا ت دال بر توحید ونبوت ومعاد را مشاهده کند (تفسیر المیزان ج۴ص۶۸۷) امام جعفر صادق (ع) فرمود : اتدا می کنم ای مفضل به یاد کردن خلقت انسان عبرت گیر از ان عبرتها تدبیر یست که حق تعالی در جنین می فرماید در رحم . در حالتی که او محبو س است در سه ظلمت : تاریکی شکم . تاریکی رحم وتاریکی بجه دان . چون از مضیق رحم به وسعتگاه جهان در امد وبه نوع دیگر از غذا محتاج شد . مدبر حقیقی همان خون کثیف را که در رحم غذای او بود به شیر لطیف مبدل گرداند وکسوت گلگون خود را از او کنده لباس سفید شیر را بر او می پوشاند . مزه ورنگ وصفاتش متبدل می شود زیرا که در این حالت این غذا از برای بدن او از غذای سابق موافق تر است ودر همان ساعت که به این نوع از غذا محتاج می شود به حکم حکیم قدیر غذای شیر برای او مهیاست وبه الهام الهی زبان بیرون می اورد . ولبها را می جنباند وطالب غذا می شود . در ان وقت دو سینه ی مادر برای او مانند دو مشک کوچک اویخته تا هر زمان که طلب غذا کند برای او مهیا باشد . پس مادام که بدنش تر ونازک است وامعایش باریک واعضایش نرمولطیف است وتاب غذاهای غلیظ را ندارد به این شیر اغتذا می ناید .(تفسیر مفضل ۵۲و۵۳) ابتدا می کنم ای مفضل به یاد کردن خلقت انسان عبرت گیر : که چون نشو ونما کرد وبزرگتر و قویتر شد ومحتاج شد به غذایی که در صلابتی باشد تا بدنش محکم شود واعضایش قوت گیرد . می رویاند برای او اسیاهای خرد کننده از دندانهای تیز تا بجود غذاهای صلب را ونرم کند تا اسان باشد بر او فرو بردن انها وبر این احوال نمو کند تا به حد بلوغ میرسد پس اگر مرد است که مو بر روی او می رویاند . که علامت مردان وموجب عزت ایشان است ته به ان از حد طفلان وشباهت زنان بیرون می رود . واگر مرد باشد رویش را از مو پاک می نماید تا حسن ونضارت وطراوتش باقیمانده وموجب میل مردان به سوی لو گردد وبه این جهت نسل انسان منقطع نگردد ونوع ایشان محفوظ باشد (توحید مفضل ص۵۴) عبرت گیر اگر بعد از ولادت شیر برای او به هم نمی رسید یا از گرسنگی می مرد یا غذایی می خورد که ملایم بدن او نباشد وبدنش به ان اصلاح نیابد. واگر هنگام احتیاج به غذای غلیظ دندان برای او نمی رویید جویدن غذا او را ممکن بنود .فرو بردن او را دشوار بود وان شیر اگر همیشه غذای او می بودی بدنش محکم نمی شد واعمال شاقه از او به عمل نمی امد . وایضابایست مادرش همیشه مشغول تربیت او باشد واز تربیت سایر اولاد باز می ماند . واگر ریش بر روی او نمی روئید همیشه بر هیئت کودکان وزنان می ماند واو را جلالتی ووقاری که مردان را که می باشد بهم نمی رسد. عبرت گیر : که اگر اگر فرزند دانا وعالقل متولد می شد هرینه دنیا در نظرش بسیار غریب می نمود وحیران می ماند به جهت انکه ناگاه امری چند می دید که نمی دانست ووارد می شد بر او غرایبی مانند او مشاهده نکرده بود . تفکر کن : ای مفضل در همه ی اعضای بدن وتدبیر انها که هر یک را برای غرضی وحاجتی افریده شده اند . دستها برای کار کردن وپاها برای راه رفتن . چشمها برای دیدن ودهان از برای غذا خوردن . معده برای هضم کردن وجگر برای جدا کردن اخلاط بدن . منافذ بدن برای بیرون رفتن فضولات تا هنگام دفع وهمچنین اعضائ اگر اگر تامل کنی در انها ونظر وفکر خود را به کار فرمائی . می دانی که هر یک برای کاری خلق شده وبرای مصلحتی مهیا گردیده اند . (توحید مفضل ص۶۳) سپس ان حضرت با کلامی فرمود: همانا ادمی اینگونه است که با استفاده از اتش می خورد می اشامد وکار می کند . وتوسط باد می شنود ومی بوید . وبااستفاده از اب طعم هر خوراک ونوشیدنی را می چشد . وبا روح جنب وجوش وحرکت می کند . پس اگر حرارت در معده اش نبود عمل هضم مواد خوراکی ونوشیدنی در بدن انجام نمی شد . واگر با نبود حرارت معده شعله ور نمیشد .وهیچ مدفوعی از شکم خارج نمی گشت . وچنانچه روح نبودانسان هیچ جنب وجوش نداشت واگر خنکی اب {در معده } نبود . حرارت معده انراسوزانده بود. ود صورت فقدان نور قادر نبود ببیند وبیندیشد . سرشت ادمی از گل است واستخوان در بدنش همچون درخت در زمین ومویش مانند گیاهان و اعصاب وپی او مانند پوست بر درخت وخونش مانند اب در زمین است همانگونه که زمین بدون اب نپاید بدن ادمی نیز بدون خون نپاید ومغز از کف وچربی خون است . وادمی بدینسان افریده شده برای دنیا واخرت پس هرگاه خداوند میان اندو جمع را جمع کند زندگی او در زمین شود . زیرا او از جایگاهی اسمانی بر زمین نازل شد . پس وقتی خدا میان اندو (بدن وروح ) جدائی اندازد واین بدن بمیرد . روح به اسمان باز گردد . بنابر این زندگی بر روی زمین ومرگ در اسمان است. واین بدان جهت است که میان روح وبدن جدائی افتاده است . پس روح ونور به عالم ارواح گراید وجسم بماند چرا که موا دنیایی است وعلت از هم پاشیدگی وفساد جسم جز این نیست که باد رطوبت را می برد در نتیجه گل خشک شده وخاک گردد وبپوسد وهر کدام به ماده یا عنصر نخست پیش از ترکیب باز گردد وجان به نفس کشیدن به حرکت افتد . وحرکت دم زدن از باد است پس انچه از نفس مومن است نوری است مورد تائید عقل وانچه از نفس کافر است اتش است مورد تائید شیطنت وحیله گری . این از سرشت اتشین خود باشد . وان هم از سرشت نورانی خود ومرگ از جانب خداوند برای فرد مومن رحمنت است وبرای کافر عذاب وشکنجه . نتیجه : بدان که بدن ادمی امری است فانی وبی بقائ که بعداز مردن از هم ریخته می شود واجزای ان از یکدیگر متفرق می گردد وخراب می شود تا باز وقتی که به امر ژروردگار تعالی شانه اجزا ان مجتمع شود وه جهت ثواب وخسارت وعقاب زنده گردد . اما ((نفس))امری است باقی که اصلا ومطلقا از برای ان فنایی نیست وبعد ا مفارقت ان از بدن وخرابی تن از برای ان خرابی وفنایی نیست ونخواهد بود واز این روست که خداوند سبحانه می فرماید ((ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیائ عند ربهم یرزقون .((سوره ال عنران ایه ۱۶۹؛) یعنی (گمان نکنی که ان کسانی که د ر راه خدا کشنته شدند وجان خود را در باختند . مرده هستند . بلکه ایشان زنده اند نزد پروردگارشان روزی داده می شوند . ودیگر می فرماید ((ارجعی الا ربک )) )فجر ایه ۲۸) یعنی ((ای نفس رجوع وبازگشت کن تو نزد پروردگار خود همچنانکه در اول از نزد او ((سبحانه ))امدی. ونیز از این روست که پیغمبر خدا در روز بدر به شهدای بدر ندا فرمود : (( هل وجدتم ما وعد ربکم حقا )) یعنی )((ای کشته شدگان در راه خدا ایا انچه را کع پروردگا ر شما به شما وعده داده بود حق وراست یافتید . انگاه بعضی از اصحاب عرض کردند یا رسول الله ایشان مرده اند . چگونه اواز می دهی ایشان را ! حضرت فرمود :((انهم اسمع منکم ؟) یعنی (( ایشان از شما شنواترند وفهم ادراک ایشان الان از شما بیشتر است وظاهر است که شنیدن ایشان دران وقت نه به همان بدنی که در صحرا ی افتاده بود بلکه به نفس مجرد باقیه بود . (معراج السعاده ص۱۷)
بهترين و مطمئن ترين سايت تجارت الکترونيکي برای صاحبان سايتها و وبلاگ هاکسب درآمد عالی و مطمئن برای صاحبان سایتها و وبلاگ ها
بدون محدوديت در استفاده از کد ها در سرويس دهندگان وبلاگ
هم اکنون عضو شويد


